Untitled Document
 
 
 
  2025 Apr 04

----

05/10/1446

----

15 فروردين 1404

 

تبلیغات

حدیث

 

ابوهريره رضی الله عنه  مي‌گويد: رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (اللهم إني أحبه فأحبه و أحب من يحبه) يعني: «بارخدايا! من، حسن را دوست دارم؛ پس تو نيز او و دوستداران او را دوست بدار». 
 مسند احمد (2/249،331)، با سند صحيح

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

تاریخ اسلام>خلافتها و حكومتهاي اسلامي>جلال الدین خوارزمشاه > پیکار در میان لشکر ملک اشرف و لشکر وی

شماره مقاله : 10451              تعداد مشاهده : 360             تاریخ افزودن مقاله : 9/5/1390

پيكار در ميان لشكر ملك اشرف و لشكر جلال الدين‏
جلال الدين خوارزمشاه [در سال ششصد و بيست و سوم هجرى قمرى] هنگامى كه رهسپار كرمان مى‏شد، لشكرى را در تفليس تحت نظر وزير خود، شرف الملك، گذاشت.
پس از رفتن او، خواربار آن لشكر كاهش يافت و سربازان از اين حيث در مضيقه افتادند.
لذا به سوى توابع ارز الروم روانه شدند و به يغماى دارائى مردم و بهره‏گيرى از زنان پرداختند و كالاهاى بسيارى كه به شمار در نمى‏آمد به غنيمت گرفتند و بازگشتند.
راه ايشان از پيرامون سرزمين خلاط بود.
حسام الدين على بن حماد حاجب موصلى كه در خلاط نمايندگى ملك اشرف را داشت همينكه از آمدنشان آگاه شد، لشكر خود را گرد آورد و به جنگ ايشان رفت، و بر ايشان حمله برد و بسيارى از غنائمى را كه همراه داشتند گرفت و با لشكريان خود سالم به خلاط بازگشت.
وزير جلال الدين كه چنين كارى را از او ديد ترسيد و براى جلال الدين كه روانه كرمان شده بود پيام فرستاد و او را از آن حال آگاه ساخت و وادار به بازگشت كرد و از فرجام سستى و اهمال در بازگشت ترساند.
جلال الدين به دريافت اين پيام بازگشت، چنان كه ما به خواست خداى بزرگ در جاى خود به شرح آن خواهيم پرداخت.
*
متن عربی:

ذكر الحرب بين عسكر الأشرف و عسكر جلال الدين
لما سار جلال الدين إلى كرمان ترك بمدينة تفليس عسكراً مع وزيره شرف الملك، فقلت عليهم الميرة، فساروا إلى أعمال أرزن الروم، فوصلوا إليها، ونهبوها، وسبوا النساء، وأخذوا من الغنائم شيئاً كثيراً لا يحصى، وعادوا فكان طريقهم على أطراف ولاية خلاط، فسمع النائب عن الأشرف بخلاط، وهو الحاجب حسام الدين علي الموصل، فجمع العسكر وسار إليهم، فأوقع بهم، واستنقذ ما معهم من الغنائم، وغنم كثيراً مما معهم، وعاد هو وعساكره سالمين.
فلما فعل ذلك خاف وزير جلال الدين منهم، فأرسل إلى صاحبه بكرمان يعرفه الحال، ويحثه على العود إليه، ويخوفه عاقبة التواني والإهمال، فرجع فكان ما نذكره إن شاء الله تعالى.

از کتاب: کامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران، عز الدين على بن اثير (م 630)، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خليلى و على هاشمى حائرى ، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش.

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

 از ابو حنيفه در مورد اختلافات و نزاع حضرت على و معاويه سؤال شد، آن حضرت گفت: اگر من نزد خداوند حضور يابم، مرا از تكاليف شرعى سؤال و پرس ميكند كه آيا انجام داده ام يا نه و از كار و بار آنها از من سؤال نخواهد كرد"

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 23413
دیروز : 7927
بازدید کل: 10138482

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010