Untitled Document
 
 
 
  2026 Feb 04

----

16/08/1447

----

15 بهمن 1404

 

تبلیغات

حدیث

 

أنس بن مالك رضی الله عنه از پيامبر صلى الله عليه وسلّم روايت مى كند كه فرمودند: ((ثَلاَثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَجَدَ حَلاَوَةَ الإِيمَانِ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا، وَأَنْ يُحِبَّ الْمَرْءَ لاَ يُحِبُّهُ إِلاَّ لِلَّهِ، وَأَنْ يَكْرَهَ أَنْ يَعُودَ فِي الْكُفْرِ كَمَا يَكْرَهُ أَنْ يُقْذَفَ فِي النَّارِ)). متفق عليه، البخاري في الإيمان رقم (16) و مسلم في الإيمان رقم (43).
كسي كه اين سه خصلت را داشته باشد، شيريني ايمان را مى چشد، يكي اينكه: خدا و رسولش را از همه بيشتر دوست داشته باشد، دوم اينكه: محبتش با هر كس، بخاطر خوشنودي خدا باشد. سوم اينكه: برگشتن به سوي كفر، برايش مانند رفتن در آتش، ناگوار باشد.

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

تاریخ اسلام>ایام عرب>ایام عرب > یوم ذی طلوح

شماره مقاله : 10393              تعداد مشاهده : 246             تاریخ افزودن مقاله : 5/5/1390

روز ذى طلوح‏


در اين روز- كه روز صمد و روز اود هم خوانده مى‏شود- نبردى ميان بكر و تميم روى داده است.
داستان آن از اين قرار است كه عميرة بن طارق بن ارثم يربوعى تميمى، با مريه، دختر جابر عجلى و خواهر ابجر، زناشوئى كرد و به عجل رفت تا خانواده‏اى تشكيل دهد.
او زن ديگرى نيز در قبيله بنى تميم داشت معروف به «دختر نطف» اهل تميم.
هنگامى كه عميره در پيش مريه، همسر عجلى خود بود، ابجر، برادر زنش آمد و به مريه گفت:
«اميدوارم كه دختر نطف، زن ديگر عميره را، اسير كنم و برايت بياورم.» عميره كه اين سخن را از ابجر شنيد، گفت:
«من در تو نمى‏بينم كه تا وقتى من زنده هستم بتوانى خانواده مرا اسير كنى.» ابجر از سخن خود پشيمان شد و گفت:
«قصدم جنگ با قوم تو نبود و ليكن اين قبيله از تميم مرا اسير كرده‏اند.» اندكى بعد، ابجر و حوفزان بن شريك شيبانى لشكريان خود را گرد آورى كردند.
حوفزان فرماندهى لشكر شيبان را عهده‏دار شد و ابجر نيز فرمانده اللهازم گرديد.
اين دو تن كسانى را نيز به نگهبانى عميره گماشتند تا نگذارند كه عميره پيش قوم خود برود و آنان را از اين لشكر كشى آگاه سازد.
سپس با لشكريان خويش حركت كردند.
ولى عميره گماشتگان خود را فريب داد و گريخت و شتابان خود را به بنى يربوع رساند و گفت:
«بزودى لشكرى از بكر بن وائل به شما حمله خواهد برد.
بنا بر اين فورا بنى ثعلبه را آگاه سازيد.» آنان نيز پيشروان لشكر خود را به راه انداختند كه سه روز انتظار كشيدند تا سپاهيان بكر فرا رسيدند و بيدرنگ جنگاوران يربوع سوار شدند و در ذى طلوح با دشمن خود روبرو گرديدند.
در اين ميان عميره هم- كه ابجر گمان مى‏برد هنوز تحت مراقبت است- با اسب به سوى ابجر تاخت و خود را بدو معرفى كرد.
دو طرف در آن روز جنگى كردند كه با پيروزى يربوع پايان يافت و بكر شكست خورد و حوفزان و پسرش، سريك، و بيشتر لشكريان بكرى اسير شدند.
ابن عنمه شاعر هم به بند اسارت افتاد ولى چون با بنى شيبان‏ بود، متمم بن نويره او را رهائى داد.
ابن عنمه در سپاسگزارى از متمم گفته است:
         جزى الله رب الناس عنى متمما  ...          بخير الجزاء ما اعف و اجودا
            اجيرت به ابناؤنا و دماؤنا  ...          و شارك فى اطلاقنا و تفردا
            ابا نهشل انى لكم غير كافر   ...         و لا جاعل من دونك المال سرمدا
*

متن عربی:


يوم ذي طلوح
وهو يوم الصمد، ويوم أودٍ أيضاً، وهو بين بكر وتميم، وكان من حديثه أن عميرة بن طارق بن أرثم اليربوعي التميمي تزوج مرية بنت جابر العجلي أخت أبجر وسار غل عجل ليبتني بأهله. وكان له في بني تميم امرأة أخرى تعرف بابنة النطف من بني تميم، فأتى أبجر أخته يزورها وزوجها عندها. فقال لها أبجر: إني لأرجو أن آتيك بابنة النطف امرأة عميرة. فقال له: ما أراك تبقي علي حتى تسلبني أهلي. فندم أبجر وقال له: ما كنت لأغزو قومك ولكنني مستأسر في هذا الحي من تميم، وجمع أبجر والحوفزان بن شريك الشيباني، الحوفزان على شيبان وأبجر على اللهازم، ووكلا بعميرة من يحرسه لئلا يأتي قومه فينذرهم. فسار الجيش، فاحتال عميرة على الموكل بحفظه وهرب منه وجد السير إلى أن وصل إلى بني يربوع فقال لهم: قد غزاكم الجيش من بكر بن وائل، فأعلموا بني ثعلبة بطناً منهم، فأرسلوا طليعة منهم فبقوا ثلاثة أيام، ووصلت بكر فركبت يربوع والتقوا بذي طلوح. فركب عميرة ولقي أبجر فعرفه نفسه، والتقى القوم واقتتلوا فكان الظفر ليربوع. وانهزمت بكر وأسر الحوفزان وابنه شريك وابن عنمة الشاعر، وكان مع بني شيبان فافتكه متمم بن نويرة، وأسر أكثر الجيش البكري؛ وقال ابن عنمة يشكر متمماً:
جزي الله ربّ الناس عنّي متممّاً ... بخير الجزاء ما أعفّ وأجودا
أجيرت به أبناؤنا ودماؤنا ... وشارك في إطلاقنا وتفرّدا
أبا نهشل إنّي غير كافرٍ ... ولا جاعلٍ من دونك المال سرمدا

از کتاب: کامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران، عز الدين على بن اثير (م 630)، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خليلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371ش.
 
مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com





 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

از محمّد بن عقيل بن ابي طالب روايت است: علي رضی الله عنه براي ما سخنراني كرد و گفت: اي مردم! شجاع‌ترين مردم كيست؟ گفتيم: شما، اي امير مؤمنان! گفت: ابوبكر صديق رضی الله عنه شجاع‌ترين مردم است، در روز جنگ بدر ما براي رسول الله صلی الله علیه و سلم سايه‌باني درست كرده بوديم، گفتيم: چه كسي در كنار پيامبر صلی الله علیه و سلم از ايشان نگهباني مي‌کند تا كسي از مشركان به او نزديك نشود؟ كسي جز ابوبكر براي نگهباني نايستاد، او بود كه با شمشير از غلاف كشيده كنار سر مبارك او ايستاده بود، هرگاه كسي مي‌خواست به رسول الله صلی الله علیه و سلم نزديك شود ابوبكر با شمشيرش جلوي او را مي‌گرفت و من خودم (علي) ديدم كه مشركان گلوي رسول الله صلی الله علیه و سلم را گرفته‌اند و تكان مي‌دهند و مي‌گويند: تو همان كسي هستي كه معبودان را‌ يكي دانسته‌اي، سوگند به خدا كسي جز ابوبكر رضی الله عنه به ‌او نزديك نشد، در آن زمان ابوبكر دو گيسوي بلند داشت، در حالي كه با سرعت مي‌آمد گيسوانش را كنار مي‌زد، آمد و گفت: واي بر شما! آيا مردي را مي‌كشيد كه مي‌گويد: پروردگارم الله ‌است و برايتان از جانب پروردگارش آيات و نشانه‌هاي واضح و و روشن آورده‌است! در آن روز ‌يكي از دو گيسوي ابوبكر كنده شد. راوي می‌گويد: علي مخاطبان را سوگند داد كه ‌آيا نزد شما مؤمن آل فرعون بهتر بوده ‌يا ابوبكر؟ مردم چيزي نگفتند، علي گفت: سوگند به خدا ابوبكر از مؤمن آل فرعون بهتر است، آن مرد که ايمانش را پوشيد، خداوند او را ستود. امّا ابوبكر جان و خون و مالش را در راه خدا فدا كرد(المستدرک(3/67)صحیح است برشرط مسلم و ذهبی موافق آن است).

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 2551
دیروز : 10055
بازدید کل: 15510398

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010