Untitled Document
 
 
 
  2026 Apr 02

----

14/10/1447

----

13 فروردين 1405

 

تبلیغات

حدیث

 

رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده است:[ إِذَا رَاحَ أَحَدُكُمْ إِلَى الْجُمُعَةِ فَلْيَغْتَسِلْ ]
(هرگاه یکی  از شما به نماز جمعه برود باید غسل کند ).
بخاری (882) – متن حديث از بخاری است. ومسلم (840)

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

تاریخ اسلام>اشخاص>ابو امامه باهلی رضی الله عنه > فرستادن وی به سوى قومش باهله

شماره مقاله : 9884              تعداد مشاهده : 342             تاریخ افزودن مقاله : 28/1/1390

بعثه عليه السلام أبا أمامة إلى قومه باهلة
أَخرج الطبراني عن أبي أمامة رضي الله عنه قال: بعثني رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى قومي أدعوهم إلى الله عزّ وجلّ، وأعرض عليهم شرائع الإِسلام، فأتيتهم وقد سقَوا إبلهم وحلبوها وشربوا، فلما رأوني قالوا: مرحباً بالصُّدَيّ ابن عَجْلان. قالوا: بلغنا أنك صبوت إلى هذا الرجل. قلت: لا، ولكن آمنت بالله ورسوله، وبعثني رسول الله صلى الله عليه وسلم إليكم أعرض عليكم الإِسلام وشرائعه. فبينا نحن كذلك إذ جاؤوا بقصعتهم فوضعوها واجتمعوا حولها فأكلوا بها. قالوا: هَلُم يا صُديّ، قلت ويحكم إنما أتيتكم من عند من يُحرِّم هذا عليكم إلا ما ذكَّيتُم كما أنزل الله. قالوا: وما قال؟ قلت: نزلت هذه الآية: «حُرِّمت عليكم الميتةُ والدَّمُ ولحمُ الخنزير ــــ إلى قوله ــــ وأن تستقسموا بالأزلام»، فجعلت أدعوهم إلى الإِسلام ويأبَون. قلت لهم: ويحكم، إيتوني بشَرْبة من ماء فإنِّي شديد العطش، قال: وعليَّ عِمامةٌ. قالوا: لا. ولكن ندعك تموت عطشاً. قال: فاعتممت وضربت برأسي في العمامة ونمت في الرمضاء في حرَ شديد، فأتاني آتٍ في منامي بقدح زجاج لم يَرَ الناس أحسن منه، وفيه شراب لم يَرَ الناس آلف منه، فأمكنني منها فشربتها، فحيث فرغت من شرابي إستيقظت، ولا والله ما عطشت لا عرفت عطشاً بعد تيك الشربة. قال الهيثمي وفيه: بشير بن شريح وهو ضعيف ــــ ا هـ. وأخرجه ابن عساكر أيضاً بطوله مثله كما في كنز العمال . وأخرجه أبو يعلى مختصراً وزاد في آخره: ثم قال لهم رجل منهم: أتاكم رجل من سَرَاة قومكم فلم تتحفوه؟ فأتَوني بلبن. فقلت: لا حاجة لي به، وأريتهم بطني فأسلموا عن آخرهم. ورواه البيهقي في الدلائل وزاد فيه: أنه أرسله إلى قومه باهلة، كذا في الإِصابة . وأخرجه الطبراني بإسنادين؛ وإسناد الأولى حسن، فيها: أبو غالب وقد وُثِّق ــــ انتهى. وأخرجه الحاكم في المستدرك . وقال الذهبي: وصدقة ضعِّفه ابن مَعِين.

پیامبر صلی الله علیه و سلم و فرستادن ابواُمامه به سوى قومش باهله
طبرانى از ابواُمامه رضی الله عنه روایت نموده، كه گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم مرا به طرف قومم فرستاد، تا آنها را به سوى خداوند عزوجل دعوت نمایم، و شریعت اسلام را به آنان عرضه كنم. من در حالى نزد آنها آمدم كه شترهاى خود را آب داده، آنها را دوشیده، و شیرشان را نوشیده بودند، چون چشم شان به من افتاد گفتند: مرحبا به صُدى بن عَجلان. و افزودند، به ما خبر رسید كه تو نیز به دین این مرد گرویده‏اى، گفتم: خیر، بلكه به خدا و پیامبرش ایمان آورده‏ام، و پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم مرا به سوى شما فرستاده است تا اسلام و شرایع آن را عرضه نمایم. در حالى كه ما در این گفتگو قرار داشتیم، آنها كاسه خود را آورده گذاشتند، و همه در اطراف آن جمع شده شروع به خوردن كردند، خطاب به من گفتند: اى صدى بیا و با ما نان بخور، گفتم: واى بر شما!! من از نزد كسى آمده‏ام كه این را براى شما حرام میداند[1] مگر آن چه را ذبح كنید، آن هم به همان شكل و صورتى كه خداوند نازل فرموده است. پرسیدند: خداوند در این ارتباط چه گفته؟ گفتم: این آیه نازل شده است: (حُرِّمَتْ عَلَیكُم الْمَیتَه وَالدَّمُ وَلَحْمُ الخِنْزِیرِ - تا به این قول خداوند (جل جلاله) وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوْا بِالاَزْلَامِ). (المائده: 3) ترجمه: «حرام گردانیده شده بر شما حیوان مرده و خون و گوشت خوك... و قسمت كردن به وسیله چوبه‏هاى تیر مخصوص بخت آزمایى».
به این صورت من آنها را به اسلام دعوت مى‏نمودم، و آنها ابا مى‏ورزیدند. گفتم: واى بر شما، برایم كمى آب بیاورید كه بسیار تشنه هستم، مى‏افزاید: من بر سر خود دستارى داشتم. آنها گفتند: خیر. بلكه تو را همین طور مى‏گذاریم تا از تشنگى بمیرى. مى‏گوید: من دستارم را بسته و سر خود را در آن گذاشته در ریگستان و در همان گرماى بسیار شدید و طاقت فرسا خوابیدم، كسى درخوابم با جامى از شیشه كه مردم دیگر، بهتر از آن را ندیده‏اند، و در آن نوشیدنى اى بود كه دیگر مردم مرغوبتر از آن را ندیده‏اند، نزدم آمد، آن را به من تقدیم كرد، و من آن را نوشیدم، و چون از نوشیدنم فارغ شدم از خواب بیدار شدم، به خدا سوگند، دیگر بعد از آن نوشیدن نه تشنه شدم، و نه هم تشنگى را دانستم.[2] هیثمى (387/9) مى‏گوید: در این روایت بشیر بن شریح[3] آمده، كه ضعیف مى‏باشد. ابن عساكر این را به همین طولش و مانند این، چنان كه در كنزالعمال (94/7) آمده، روایت كرده. ابویعلى این را به اختصار روایت نموده و در آخرش افزوده است: بعد از آن مردى از میان آنها به آنان گفت: مردى براى شما از بزرگان قوم خودتان آمده ولى به او هدیه تقدیم نمى‏كنید؟ پس از آن برایم شیرى آوردند. گفتم: ضرورتى به آن ندارم، و شكمم را به آنها نشان دادم، چون آن را دیدند همه آنان اسلام آوردند. بیهقى نیز این را در الدلایل روایت نموده و در آن افزوده: پیامبر صلی الله علیه و سلم وى را به سوى قومش باهله فرستاد. این چنین در الاصابه (182/2) آمده است.
 طبرانى نیز این را به سیاق ابویعلى و غیر وى روایت نموده. هیثمى (387/9) مى‏گوید: این را طبرانى به دو اسناد روایت كرده، و اسناد اوّل آن حسن است و در آن ابوغالب آمده، موصوف ثقه دانسته شده است. این حدیث را حاكم نیز در المستدرك (641/3) روایت نموده. و ذهبى مى‏گوید: صدقه را ابن معین ضعیف دانسته است.


[1] هدف دم مسفوح است، چون آنها بدون مراعات ذبح به صورت اسلامى و شرعى آن ذبيحه را مورد استفاده قرار مى‏دادند.
[2] ضعیف. به روایت طبرانی. در سند آن بشیربن شریح است که بر اساس گفته‌ی هیثمی در «المجمع» (9/387) ضعیف است.
[3] در شرح حياه الصحابه، به (سُرَيْج) تصحيح شده است.

از کتاب: حیات صحابه، مؤلّف علّامه شیخ محمّد یوسف كاندهلوى، مترجم: مجیب الرّحمن (رحیمى)، جلد اول، به همراه تحقیق احادیث کتاب توسط:محمد احمد عیسی (به همراه حکم بر احادیث بر اساس تخریجات علامه آلبانی)
 
مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
IslamWebPedia.Com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

از محمّد بن عقيل بن ابي طالب روايت است: علي رضی الله عنه براي ما سخنراني كرد و گفت: اي مردم! شجاع‌ترين مردم كيست؟ گفتيم: شما، اي امير مؤمنان! گفت: ابوبكر صديق رضی الله عنه شجاع‌ترين مردم است، در روز جنگ بدر ما براي رسول الله صلی الله علیه و سلم سايه‌باني درست كرده بوديم، گفتيم: چه كسي در كنار پيامبر صلی الله علیه و سلم از ايشان نگهباني مي‌کند تا كسي از مشركان به او نزديك نشود؟ كسي جز ابوبكر براي نگهباني نايستاد، او بود كه با شمشير از غلاف كشيده كنار سر مبارك او ايستاده بود، هرگاه كسي مي‌خواست به رسول الله صلی الله علیه و سلم نزديك شود ابوبكر با شمشيرش جلوي او را مي‌گرفت و من خودم (علي) ديدم كه مشركان گلوي رسول الله صلی الله علیه و سلم را گرفته‌اند و تكان مي‌دهند و مي‌گويند: تو همان كسي هستي كه معبودان را‌ يكي دانسته‌اي، سوگند به خدا كسي جز ابوبكر رضی الله عنه به ‌او نزديك نشد، در آن زمان ابوبكر دو گيسوي بلند داشت، در حالي كه با سرعت مي‌آمد گيسوانش را كنار مي‌زد، آمد و گفت: واي بر شما! آيا مردي را مي‌كشيد كه مي‌گويد: پروردگارم الله ‌است و برايتان از جانب پروردگارش آيات و نشانه‌هاي واضح و و روشن آورده‌است! در آن روز ‌يكي از دو گيسوي ابوبكر كنده شد. راوي می‌گويد: علي مخاطبان را سوگند داد كه ‌آيا نزد شما مؤمن آل فرعون بهتر بوده ‌يا ابوبكر؟ مردم چيزي نگفتند، علي گفت: سوگند به خدا ابوبكر از مؤمن آل فرعون بهتر است، آن مرد که ايمانش را پوشيد، خداوند او را ستود. امّا ابوبكر جان و خون و مالش را در راه خدا فدا كرد(المستدرک(3/67)صحیح است برشرط مسلم و ذهبی موافق آن است).

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 10355
دیروز : 8439
بازدید کل: 16475022

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010